السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

444

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

صالح‌بن محمّدبن جيبِ حافظ مىگفت : و درباره‌ى ابوصلت هروى از او پرسيده شد ، گفت : يحيىبن معين - در حالى كه ما با او بوديم - بر أبوصلت وارد شد و بر او سلام كرد - هنگامى كه بيرون آمد او را دنبال كردم و گفتم : خداوند رحمتت كند - درباره‌ى أبوصلت چه مىگويى ؟ گفت : او بسيار راست‌گوست . به او گفتم : او حديث أعمش ، از مجاهد ، از ابن‌عبّاس را روايت مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است . هر كس دانش را خواهد ، بايد از در نزد آن بيايد . » او گفت : اين روايت را ، فيدى از أبومعاويه از أعمش روايت كرده ، همان‌گونه كه أبوصلت روايت كرده است . » « 1 » و در كتاب « اللآلى المصنوعة » از خطيب بغدادى آمده است : « و عبدالمؤمن بن خلف نسفي گفت : از أبوعلى ، صالح‌بن محمّد ، درباره‌ى أبوصلت هروى پرسيدم . گفت : ديدم يحيىبن معين درباره‌اش سخن نيكو مىگويد ، و او را ديدم كه در باره حديثى كه از أبومعاويه روايت شده : من شهر دانشم و على در آن است سؤال شده بود . كه گفت : فيدى نيز آن را روايت كرده است . پرسيدم : نامش چيست ؟ گفت : محمّدبن جعفر . » « 2 » و در كتاب « قوت المغتذى » از حافظ علايى - بعد از نقل روايت دورى كه گذشت - آمده است : « همچنين صالح جزرة آن را از ابن‌معين روايت كرده است . » « 3 » و در كتاب « نقد الصحيح » نيز آمده است : « همچنين ، صالح‌بن محمّدِ حافظ ، و احمدبن محمّدبن محرز آن را از يحيىبن معين روايت كرده‌اند . » « 4 » گويم : بدين ترتيب روشن شد كه « يحيىبن‌معين » از كسانى است كه حديث « مدينة العلم » را صحيح دانسته و اثبات مىكند . و از چند وجه مذكور ، دانسته شد كه در راستاى اثبات و رد شبهه درباره‌ى اين حديث شريف ، تلاشى ستوده و زيبا كرده

--> ( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 3 / 127 . ( 2 ) . اللآلى المصنوعة 1 / 332 . ( 3 ) . قوت المغتذى كتاب المناقب مناقب على . ( 4 ) . « نقدالصحيح » از مجدالدّين فيروز آبادى .